عراق؛ پیش نمایش ِ بازیِ برجام

سیدقائم موسوی
تحلیلگر سیاسی
در واقعهای نادر به خانۀ نخستوزیر عراق؛ مصطفی الکاظمی که از قضا در منطقۀ سبز بغداد نیز قرار دارد، حملۀ پهپادی ناموفقی صورت گرفته است. ظاهراً سه پهپاد انفجاری ایفای نقش میکردند که دو فروند آنها منفجر و یکیشان به منزل نخست وزیر اصابت کردند. الکاظمی جان سالم به در برد اما اوضاع عراق از قبل پیچیدهتر و شکنندهتر شد.
شاید بتوان تئوری دکتر کاتوزیان پیرامون تحولات ایران را با کمی اغماض و تساهل نظری در مورد عراق نیز به کار بست. کاتوزیان تاریخ ایران را چرخهای از استبداد- هرج و مرج- استبداد میداند. استبداد آنقدر عرصۀ سیاسی را بسته و ستم را از حد میگذراند که ناگاه تمام ملت در برابر همۀ نظام قرار میگیرد و کشور را از تنهاترین کارویژۀ آن یعنی امنیت تهی میکنند.
با سقوط مستبد، دورهای از کشمکشهای خونین میان بازیگران برای تصاحب قدرت سیاسی آغاز میشود. این دوره اینقدر زیانبار است که نوستالژیِ دوران مستبد تبدیل به خاطرهای خوش میشود و ملت بریده از امنیت و نرسیده به مطالبات در مقطعی سر در گربیان افسردگی فرو میبرند. امنیت به کالایی عمومی و کم یاب تبدیل میشود و هر کس قادر باشد آن را تأمین کند، دارای مشروعیت میشود و مسیر استبدادی دیگری را آغاز میکند. ملت نالان از ناامنی یا همراهی میکنند یا تلویحاً منفعل و با سکوت تسلیم روند جدید میگردند. مجدداً با تثبیت قدرت سیاسی روندِ چرخه شروع میشود و استبداد خودش را بازتولید میکند و آنچنان ادامه میدهد که نهایتاً، کار به شورش میکشد و سیکل جدیدی شکل میگیرد.
عراق نیز درگیر پیامدهای این چرخه است. نزدیکترین دوره ثبات منبعث از استبداد، عصر صدام است. صدام اگر چه مستبد بود اما عراق امن بود. بعد از صدام نزدیک به دو دهه است که عراق روی آرامش به خودش ندیده است. ناامنی چنان گسترده شده که خانۀ نخست وزیر مورد هجوم پهپادی قرار میگیرد. بعد از انتخابات مجلس، قدرت پارلمان میان گروههای متکثری تقسیم شد و کسری نیز به نتایج انتخابات معترض بودند. میتوان این اتفاق را صرفاً در چارچوب رقابتهای داخلی آنالیز کرد و صفر تا صد آنرا متأثر از کیفیتِ توزیع قدرت بازیگران داخلی دانست. اما به نظر میرسد که اگر چه بخش بزرگی از حجمِ واقعه را پوشش میدهد اما عواملی فرامرزی آن را نادیده میگیرد و در نتیجه تحلیل تقریباً جامعی هم نخواهد بود.
بدون تردید بازاری از اتهامات متقابل پیرامون حادثه شکل خواهد گرفت و بازیگران خارجی هر کدام مستقیم تا غیرمستقیم دیگری را کارگردان آن مینامد. در این بین رخداد مذکور گذشته از اهداف داخلی، ابعاد فراملی نیز دارد.
ایران، آمریکا و تا حدودی اسرائیل نوک حملات را متوجه یکدیگر خواهند کرد. آمریکا و مخصوصاً اسرائیل اتفاق را ناشی از باختِ انتخاباتیِ نیروهای مورد حمایت ایران و مشخصاً حشدالشعبی خواهند دانست و به نوعی پای ایران را نیز به بحران داخلی میکشانند تا هم رابطه همسایگان را تنشزا کرده و هم نقش میانجیگری عراق میان عربستان و ایران [با عادی شدن روابط این دو کشور، پروژهٔ صلح ابراهیم ناقص میماند] را تحت تأثیر قرار دهند. اسرائیل با راهبردِ «هزار خنجر» و ناکامی در بحران آذربایجان با ایران و با توجه با نزدیکیِ مذاکرات برجامی در تلاش است تا دردسرِ تازهای را برای ایران درست نماید [ایران را درگیر بحران داخلی عراق کند] و اکنون که ناتوان از منتفی کردن مذاکرات شده است؛ دستِ کم به روندِ آن سمت و سو دهد و طرفین را حداقل به تنشِ لفظی بکشاند.
مشخصا اگر چه بایدن گفته؛ فعلاً در مورد ایران اظهارنظر نمیکند اما بدش نمیآید که قبل از مذاکرات با شکرآب کردن رابطۀ ایران با عراق، تا اندازهای تمرکز ایران را به هم زده باشد و اهرمِ فشار تازهای در میز مذاکرات داشته باشد تا ایران را وادار به انعطاف بیشتری نماید. ایران نیز تلویحاً؛ پای آمریکا را به حادثه میکشاند. برای نمونه ادعا میشود که سامانه C-RAM سفارت آمریکا که با هر حمله به منطقۀ سبز فعال میشد، در جریان حملۀ آن روز فعال نشد. این مسئله از دو جهت آمریکا را زیر سوال میبرد که یا در حمله مشارکت داشته یا حداقل در جریان آن بوده است.
بیثباتی در عراق به نفع ایران نخواهد بود و موازنۀ رابطۀ ایران با گروههای همسو با خود و همچنین کلیت نظام سیاسی عراق را در معرض خطر قرار میدهد. ایران از در پیش گرفتن نوعی نرمش و تلاش برای میانجیگری بین نیروهای عراقی تا حمایت بیشائبه از حشدالشعبی و تلویحاً ادعای تقلب در عراق قدرتِ مانور دارد. هر کدام میتواند اهرمی برای کمک به ثبات یا بیثباتی عراق و طبیعتاً کسرِ درگیریِ خودش در معرکۀ عراق باشد. همآوردیِ میدان و دیپلماسی نیز از نزاع بین گفتمانی وارد منازعات درون گفتمانی شده و سنخ آن با دولت قبلی متفاوت است. این مؤلفه همچنین قادر است انسجام گفتمانی داخل را در بزنگاه مذاکرات کمرنگ کند.
ارسال نظر